در معماری معاصر، نور دیگر صرفاً عنصری فنی یا تزئینی نیست، بلکه نقشی بنیادین در شکلگیری تجربه فضایی، ادراک معماری و کیفیت زیست انسان ایفا میکند. مهندس همراه قشقایی، طراح مستقل روشنایی و نورپردازی و برنده جوایز ملی و بینالمللی، در این گفتوگو از جایگاه راهبردی نور در معماری، چالشهای حرفهای طراحی نور در ایران، تفاوت پروژههای داخلی و بینالمللی و آینده این حوزه سخن میگوید؛ گفتوگویی که نور را نه بهعنوان «منبع روشنایی»، بلکه بهمثابه «روایتگر فضا» بازتعریف میکند.
رسانه «اخبار معماری» در ادامه سلسله گفتوگوهای تخصصی خود، با مهندس همراه قشقایی، طراح مستقل روشنایی و نورپردازی و متخصص طراحی نور معماری، درباره جایگاه نور در فرآیند طراحی، چالشهای حرفهای این حوزه در ایران و آینده طراحی نور به گفتوگو نشسته است. مشروح این مصاحبه در ادامه آمده است.
در معماری معاصر، نور دیگر صرفاً ابزاری تزئینی یا فنی برای رفع نیازهای عملکردی انسان نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از تجربه فضایی و ادراک معماری به شمار میآید. نور رفتار انسان در فضا، خوانایی، حس تعلق، ریتم حرکت و حتی خاطرهسازی را شکل میدهد.
در ایران، متأسفانه در بسیاری از پروژهها نورپردازی به مرحلهای پس از طراحی معماری تقلیل یافته و نگاه کانسپچوال و انسانمحور به نور کمرنگ است؛ در حالیکه تجربه فضایی باید از ابتدا و همزمان با معماری تعریف شود، نه بهعنوان لایهای اضافهشده در انتهای پروژه.
اساسیترین اصل در طراحی نور موفق، درک عمیق و همزمان فضا، کانسپت معماری و الگوهای رفتاری انسان است. نور زمانی به کیفیتی ماندگار و حرفهای دست مییابد که در خدمت معنا، عملکرد و هویت فضایی قرار گیرد، نه آنکه صرفاً به ابزاری برای نمایش تکنولوژی یا جلوههای بصری تبدیل شود.
تجربه من در پروژههای برنده جوایز بینالمللی نشان داده است که موفقیت پایدار، نتیجه پایبندی به همین رویکرد است؛ رویکردی مبتنی بر تحلیل، سناریونویسی دقیق و همافزایی کامل با معماری.
در نهایت، طراحی نور موفق حاصل تعادلی هوشمندانه میان تجربه احساسی، منطق فنی، پایداری و احترام به معماری است؛ تعادلی که نور را از عنصری مستقل به بخشی جداییناپذیر از روایت فضایی ارتقا میدهد.
بزرگترین چالش در این تعامل، فقدان درک مشترک از جایگاه راهبردی نور در شکلگیری معماری و تجربه فضایی است. در بسیاری از پروژهها، نورپردازی همچنان با رویکردی هزینهمحور یا تزئینی دیده میشود و نه بهعنوان مؤلفهای همتراز با معماری.
رویکرد من برای عبور از این چالش، مبتنی بر گفتوگوی حرفهای، شفافسازی مفاهیم طراحی و ایجاد زبان مشترک میان تمامی عوامل پروژه است؛ از طریق ارائه پرزنتهای حرفهای شامل دیاگرامهای تحلیلی، اسناد مهندسی طراحی، تعریف سناریوهای نوری مبتنی بر زمان و عملکرد، شبیهسازیهای دقیق و ارائه راهکارهای متناسب با محدودیتهای مالی و اجرایی.
هدف این فرآیند آن است که نور نه بهعنوان یک آیتم اجرایی، بلکه بهعنوان تصمیمی طراحی، آگاهانه و استراتژیک درک شود.
رویکرد من به طراحی نور، تحلیلی، انسانمحور و همراستا با معماری است. این نگاه در سه لایه تعریف میشود:
۱. تحلیل فضایی، رفتاری و ادراکی
در این مرحله، فضا از منظر مقیاس، هندسه، متریال، سیرکولاسیون و الگوهای حضور کاربران تحلیل میشود. نور ابزاری برای هدایت نگاه و تعریف سلسلهمراتب فضایی است.
۲. تعریف سناریوهای نوری مبتنی بر زمان و کاربری
طراحی نور برای من ذاتاً سناریومحور است و هر فضا بر اساس تغییرات زمانی و نوع استفاده، لایههای نوری کنترلپذیر دارد.
۳. حداقلگرایی آگاهانه و هدفمند
منبع نوری نباید خود را به فضا تحمیل کند. کنترل شدت، خیرگی، کنتراست و دمای رنگ، جایگزین استفاده افراطی از منابع نوری میشود.
در نهایت، نور باید حضور مؤثر اما نامحسوس داشته باشد؛ نوری که دیده نشود، اما اثرش بهوضوح احساس شود.
تفاوت پروژههای داخلی و بینالمللی صرفاً در مقیاس یا بودجه نیست، بلکه به ساختار حرفهای، فرهنگ طراحی و نظام تصمیمگیری بازمیگردد. در پروژههای بینالمللی، طراح نور از مراحل اولیه وارد فرآیند میشود و نور بهعنوان یک مؤلفه استراتژیک دیده میشود؛ در حالیکه در بسیاری از پروژههای داخلی، نورپردازی در مراحل پایانی و بهصورت اجرایی مطرح میگردد.
نورپردازی زمانی اثرگذار است که شدت، توزیع، کنتراست و جهت آن بهصورت دقیق کنترل شده باشد. در غیر این صورت، حتی نور با کیفیت فنی بالا نیز میتواند به عنصری مزاحم تبدیل شود.
نورپردازی مزاحم معمولاً حاصل افراط، نمایشمحوری و کنتراستهای کنترلنشده است؛ در حالیکه نورپردازی اثرگذار حضوری نامحسوس اما مؤثر دارد.
تکنولوژیهایی مانند سیستمهای کنترل هوشمند، Human-Centric Lighting و هوش مصنوعی، نقش طراح نور را متحول کردهاند. امروزه طراح نور، طراح تجربه است، نه صرفاً انتخابکننده منبع نوری.
آینده این حرفه متعلق به طراحانی است که میان دانش فنی، تفکر طراحی و درک انسانی از فضا تعادل برقرار کنند.
ضعف اصلی، فقدان جایگاه رسمی و تخصصی طراح نور در ساختار حرفهای و فرآیندهای طراحی است. اقدامات ضروری شامل بهرسمیت شناختن حرفه طراحی نور، اصلاح مقررات ملی ساختمان، آموزش معماران و کارفرمایان و فاصله گرفتن از نورپردازیهای صرفاً نمایشی است.
در یک جمله: بدون ارتقای جایگاه تخصصی، فرهنگ طراحی و حمایت حرفهای، ارتقای واقعی استانداردهای نورپردازی در معماری ایران ممکن نیست.